+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 21:52 توسط سولماز
|
مرده ام
خیلی وقت است مرده ام...دلــــــم می خواهد ببارم،کسی نپرسد
چرا؟. . . توچه میفهمی. . .این روزها ادای زنده ها را در میاورم. . .
تظاهر به شادی می کنم ، حرف میزنم مثل همه . . .
امـــــــــــــــــــــــــــا. . .
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را به حراج گذاشته ام
بی انصـــــــــــــــــاف...
چانه نزن ... حسرت هایم به قیمت عمرم تمام شده. . .
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:5 توسط سولماز
|
حرف های نا گفته

هر وقت که بارون می باره تو رو کنارم می بینم
حس می کنم پیشه منی هنوزم عاشق ترینم
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 19:29 توسط سولماز
|
تقدیم به کسی که اوج دوست داشتن (عشق) را با او تجربه کردم به کسی که هیچ کسی رو تو دنیا به اندازه اون دوست نداشتم ولی.....حیف که دنیا نذاشت اون برا من باشه حالا زندگیه من شده مثل یه مرغ عشق تنها تو قفس که از غم دوری یه روز تو این قفس دق می کنه.سهم من از عشق اون همیشه بی نصیبی بود.